|
نام کتاب: فلسفه جهاد گردآورنده: حمید رضا برهان نژاد
مبدأ تنزیل و فرض بر پیامبر و بندگان اهمیت جهاد و نقش آن در انتشار و گسترش دعوت اسلامی
ا ی کاش قلمی می داشتم که با آن حقیقت جهاد را به رشته تحریر در می آوردم وای کاش زبانی می داشتم که با آن حق جهاد را ادا می کردم. تاکنون هرچه نوشته ام وهرچه گفته ام یک در صد آن نیزنمی باشد."شهید عبدالله عزام"ازآنجایی که دعوت لسانی بدون انضمام جهاد با سیف وسنان کامل نمی گردد لذا امام المجاهدین ورئیس داعیان، سید فرزندان آدم. رسول الله- صلی الله علیه و سلم- مامور به قتال و اظهار شعایر دین متین واعلاء شرع مبین با این رکن رکین گشتند. "شهید سیداحمدعرفان " ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ فهرست خداوند بندگان ومخلوقاتش را فقط برای عبادت خویش آفریده؛ وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُ دُونِ [1]وخلق نکرده ام جن وانس را مگر اینکه عبادت کنند مرا. سپس به این مطلب اشاره کرده که بهترین بندگان وی پیامبران و انبیاء می باشند.چنانچه می فرماید: كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ [2]مردم یک گروه بودند.تا اینکه خداوند پیامبران را بشارت دهنده و بیم دهنده مبعوث کرد. تااینکه پیامبران- علیهم السلام - را ازمیان بندگان برای حمل رسالت وحی برگزید تا حجت و برهان خویش رابربندگان تمام گرداند. سپس خاصه ی خاصان خویش – جل و عز – را اینگونه بر می شمارد؛ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ [3]همانا خداوند برگزید آدم، نوح ، آل ابراهیم و آل عمران را بر عالمیان. بعد از آن آدم و نوح را دوباره با این صفت گزینش ذکر مینماید: و ابراهیم را با این صفت دوستی و محبت می نوازد. وَاتَّخَذَ اللّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلاً [4]و خدا ابراهیم را دوست گرفت. و یادی از اسماعیل فرزند ابراهیم می نماید؛ وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولاً نَّبِيّاً [5] درکتاب ازاسماعیل بگو. آن کسی که دروعده هایش راست بود.وپیامبروالامقامی بود. بازبرآل ابراهیم وآل عمران نعمت را ارزانی وآنان را برسایرامت ها برتری می بخشد؛ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ (33) ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيم [6]خداوند آدم ونوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را ازمیان جهانیان برگزید.آنان فرزندانی بودند که برخی ازبرخی دیگرند وخداوند شنوا و دانا است. درنهایت خداوند سرور و سید ما محمد – صلی الله علیه وسلم – را ازمیان فرزندان ابراهیم صفوه وبرگزیده خویش ساخت و کتابهای آسمانی اش را قبل از نزول قرآن مجید برپیامبر- صلی الله علیه وسلم – بعنوان وصف و مدحی برای آن حضرت وپیروانش نازل کرد وفرمود: مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً [7] محمد رسول وفرستاده خداست وکسانی که با اوهستند دربرابرکافران تند و سرسخت و نسبت به یکدیگرمهربان و دلسوزند.ایشان را درحال رکوع و سجود می بینی. و امت آن حضرت را با این صفت و تعریف نواخت: كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ [8]شما بهترین امتی هستید که به سود انسانها آفریده شده اید. فضیلت آنان برسایرامم فقط بدین سبب است که از پیروان وامتی یان نبی منتخب وبرگزیده صفوه رسل وخیرکل. محمد مصطفی می باشند ودر آخر پیامبرش را دروازه خیرو برکت در هنگام انقطاع رسل و وحی می خواند: يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ أَن تَقُولُواْ مَا جَاءنَا مِن بَشِيرٍ وَلاَ نَذِيرٍ فَقَدْ جَاءكُم بَشِيرٌ وَنَذِيرٌ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ [9] ای اهل کتاب! پیامبرما به سوی شما آمده است و به دنبال انقطاع مدت زمانی که میان پیامبران بوده است. بیان می کند: تا اینکه نگویید.مژده دهنده و بیم دهنده ای به سوی ما نیامده است. مژده دهنده وبیم دهنده ای به سوی شما آمده است. و فرمود: هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ [10] خدا کسی است که ازمیان ناخواندگان و بی سوادان پیامبری را برانگیخت وبه سویشان گسیل داشته است تا آیات خدارا برای ایشان بخواند و آنان را پاک بگرداند.او بدیشان کتاب و شریعت را می آموزاند. این آیات براین مطلب روشنی می اندازند که آن حضرت - صلی الله علیه وسلم- به سوی همه بندگان مبعوث شده. چون بندگان یا اهل کتابند یا ناخواندگان وامت امّی. واینکه خداوند آن حضرت – صلی الله علیه وسلم - را گشاینده وفاتح رحمت و خاتم انبیاء می داند و به این دو صفت آن حضرت – صلی الله علیه و سلم – را می نوازد. چنانچه فرمود: مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً [11]محمد پدر هیچ یک از مردان شما نبوده. و بلکه فرستاده خدا و آخرین پیامبران است. ونصرت وغلبه دینش را بر سایر ادیان بیان می دارد.چنانچه فرمود: هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ [12] خدا است که پیغمبر خود را همراه با هدایت و دین راستین مبعوث کرده است. تا این آیین را بر همه آیین ها پیروز گرداند.هرچند که مشرکان نپسندند. به اینکه هر کس آن را شنید و پذیرفت.حق است و هر کس با آن مخالفت و دشمنی ورزید.باطل است و این درباره ادیان نیز صادق می آید. وآن را بر سایر ادیان غالب گرداند چرا که؛ دو دین مرکز و مجموعه شرکند. 1- دین اهل کتاب 2- دین امیین . پیامبر – صلی الله علیه و سلم- را بر امیین غلبه بخشید به گونه ای که بالاجبار یا با میل خود اسلام را پذیرفتند و به آن گردن نهادند، و عده ای از اهل کتاب را کشت و بعضی را به اسارت در آورد تا اینکه تسلیم اسلام شدند و عده ای با خواری و ذلت و با دست خویش به مسلمانان جزیه دادند و پیامبر قوانین و احکام شرعی را بر آنان نافذ ساخت. این است غلبه دین بر سایر ادیان. قال رسول الله صلى الله عليه وسلم "قد مات كسرى فلا كسرى بعده. وإذا هلك قيصر فلا قيصر بعده. والذي نفسي بيده! لتنفقن كنوزهما في سبيل الله". [13] وزمانی که کسری هلاک شد. بعد از آن کسرایی نیست، و زمانی که قیصر نابود گشته بعد از آن قیصری نیست. و قسم به ذاتی که جانم در قبضه قدرت اوست، گنج ها و سرمایه های آنان را در راه خدا حتما انفاق خواهید کرد. وگفته شده. حتما خداوند دینش را بر سایر ادیان غلبه خواهد بخشید تا اینکه هیچ کس بجز او عبادت و بندگی نشود و این تا وقتی است که خدا بخواهد. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ فهرست
مبدا تنزیل و فرض بر پیامبر و بندگان اولین چیزی که خدا بر پیامبرش نازل کرد؛ (اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ) [14] بخوان بنام پروردگارت آن که آفریده است. زمانی که خداوند محمد – صلی الله علیه و سلم – را مبعوث کرد، فرایض خویش را بنا بر مصلحت خود نازل نمود و "لامعقب لحکمه " (به تعویق افکننده ای برای حکمش نیست) سپس یکی بعد از دیگری فرایض را عنایت کرد. فرایضی که با فرایض گذشته کاملا متفاوتند. اولین فرض از فرایض الهی این آیه است: اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ [15]بخوان بنام پروردگارت، آن که آفریده است. بعد از آن به آن حضرت تا مدت مدیدی اجازه داده نشد تا مشرکان را به سوی دین فراخواند،سپس جبرائیل امین آمد و به آن حضرت گفت: برو آنان را از دین آگاه گردان و به سوی ایمان آنان را دعوت بده و فراخوان. این کار بر آن حضرت _ صلی الله علیه و سلم _ گران تمام شد و از تکذیب ترسید، تا اینکه خداوند وی را با این آیه مورد خطاب خویش قرار داد: يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِين َ [16]ای پیامبر! هر آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده است برسان. واگرچنین نکنی رسالت خدا را نرسانده ای و خداوند تو را از مردمان محفوظ می دارد. وگفت: تو را ازکشتن بوسیله آنان حفاظت می کند تا مادامی که به آنان آنچه را بر تو نازل شده، برسانی. مردم او را مورد استهزاء و تمسخر قرار دادند تا اینکه این آیه را نازل کرد؛ فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ (94) إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ [17] سپس آشکارا بیان کن آنچه را بدان فرمان داده می شوی و به مشرکان اعتنا مکن ما تو را از استهزاء کنندگان مصون و محفوظ می داریم . وصفت آنانی را که به آن حضرت ایمان می آورند و آنانی را که ایمان نمی آورند اینگونه بیان داشت: وَقَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الأَرْضِ يَنبُوعاً (90) أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الأَنْهَارَ خِلالَهَا تَفْجِيراً [18]و گفتند ما هرگز به تو ایمان نمی آوریم مگر اینکه از زمین چشمه ای برای ما بیرون جوشانی یا اینکه باغی از درختان خرما و انگور داشته باشی و نهرها و جویبارهای فراوان در آن روان گردانی. چون پیامبر در راه دعوت خویش تنگدل می گردد برای تسلی آن حضرت این آیه را نازل کرد: وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ (97) فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ (98) وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ [19] و ما می دانیم که سینه ات از آنچه می گویند: تنگ می شود. پس به حمد و ثنای پروردگارت بپرداز و از زمره سجده کنندگان باش. و پروردگارت را پرستش کن تا مرگ به سراغت بیاید. بر آن حضرت ابلاغ دین را فرض کرد و بس، و به وی اجازه نداد تا با آنان قتال نماید ودر آیات متعددی از کتاب خویش به این مطلب اشاره می نماید و به آن حضرت اجازه عزلت و دوری از مشرکان داده نمی شود و بر آن حضرت این آیه را نازل کرد؛ بگو: قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ (1) لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ [20] بگوای کافران آنچه را که شما می پرستید . من نمی پرستم. وفرمود: فَإِن تَوَلَّوا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَّا حُمِّلْتُمْ [21] اگر سرپیچی کردید و روی گردان شدید، بر اوانجام چیزی واجب است که بر دوش وی نهاده شده است و بر شما هم انجام چیزی واجب است که بر دوش شما نهاده شده است. سپس از فحش دادن و نا سزا گفتن به خدایان کفار و مشرکان آنان را باز داشت و این آیه را نازل کرد: وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ [22] به معبودها و بت هایی که مشرکان بجز خدا می پرستند دشنام ندهید تا آنان تجاوزکارانه و جاهلانه خدای را دشنام ندهند. تا اینکه بالاخره به آن حضرت_صلی الله علیه وسلم _ دستور می دهد تا از مشرکان کناره گیری کند؛ وَإِذَا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آيَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ [23]هر گاه دیدی کسانی به تمسخر و طعن در آیات ما می پردازند از آنان روی بگردان . وفرمود: وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللّهِ يُكَفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلاَ تَقْعُدُواْ مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ [24] خداوند: در کتاب بر شما نازل کرده است که چون شنیدید به آیات خدا کفر ورزیده می شود و آیات خدا به بازیچه گرفته می شود. با چنین کسانی منشینید تا آنگاه که به سخن دیگری بپردازند. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ فهرست
مسلمانان زمانی که در مکه مکرمه مستضعف بودند و تا این وقت به آنان اجازه هجرت داده نشده بود، سپس رب العزت به آنان اجازه هجرت داد و برای آنان راهی را که خود خواهان آن است باز کرد. وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجاً [25] هر کس هم از خدا بترسد و پرهیزگاری کند خدا راه نجات را برای او فراهم می سازد. و فرمود: وَمَن يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللّهِ يَجِدْ فِي الأَرْضِ مُرَاغَماً كَثِيراً وَسَعَةً [26] کسی که در راه خدا هجرت کند سرزمین های فراخ و آزادی فراوانی می یابد که بینی دشمن را به خاک مذلت می کشاند و می مالد. به آنان امر کرد تا به حبشه هجرت کنند، لذا عده ای از آنان به حبشه هجرت نمودند. سپس مردم مدینه اسلام آوردند تا اینکه پیامبر _ صلی الله علیه وسلم _ به عده ای از یاران خویش دستورهجرت به طرف مدینه را داد، لذا عده ای به مدینه رفتند و عده ای در مکه باقی ماندند، بدون اینکه بر آنان گناهی باشد. بعد از آن خداوند به پیامبرش دستور داد تا به مدینه هجرت کند اما باز هم عده ای از مردم در دار شرک باقی ماندند اگر چه در آنجا مورد آزار واذیت قرار گیرند و اجازه جهاد تا کنون داده نشده، تا اینکه خداوند جهاد را بر آن حضرت _ صلی الله علیه وسلم _ فرض گرداند و به مردمی که در مکه مکرمه بودند دستور هجرت به مدینه منوره داده شد. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ فهرست
خداوند به آنان دستور دو جهاد داد؛ به هجرت قبل از اینکه به آنان اجازه دهد تا خود درابتدا با مشرکین جهاد نمایند. سپس به آنان اجازه داد تا خود ابتدا جهاد با مشرکان کنند. جل و علا می فرماید: أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ [27] اجازه به کسانی داده می شود که با آنان جنگ می گردد و خداوند تواناست بر این که ایشان را پیروز کند. همان کسانی که به ناحق از خانه و کاشانه خود اخراج شده اند. و برای آنان قتال را مباح گرداند و آن را در کتابش تبیین بخشید. و فرمود: وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبِّ الْمُعْتَدِينَ (190) وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ [28] و در راه خدا بجنگید با کسانی که با شما می جنگند و تجاوز و تعدی نکنید زیرا خداوند تجاوزکاران را دوست ندارد و هر جا آنان را دریافتید ایشان را بکشید. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ فهرست
پیامبر را خدا برانگیخت و برای آنان راهی باز کرد و بر آنانی که قادر به هجرت بودند دستور هجرت داد و دوباره کسی که وفات کرد و از هجرت باز ماند فرمود: الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُواْ فِيمَ كُنتُمْ [29] کسانی که فرشتگان برای قبض ارواح به سراغشان می روند. بر خود ستم کرده اند، بدیشان می گویند: کجا بوده اید؟ وعذر مستضعفین را اینگونه بیان نمود: إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلاَ يَهْتَدُونَ سَبِيلاً (98) فَأُوْلَـئِكَ عَسَى اللّهُ أَن يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَكَانَ اللّهُ عَفُوّاً غَفُوراً (99) وَمَن يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللّهِ يَجِدْ فِي الأَرْضِ مُرَاغَماً كَثِيراً وَسَعَةً وَمَن يَخْرُجْ مِن بَيْتِهِ مُهَاجِراً إِلَى اللّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلى اللّهِ وَكَانَ اللّهُ غَفُوراً رَّحِيماً [30] مگر بیچارگانی از مردم و زنان و کودکانی که کاری از آنان ساخته نیست و راه چاره ای نمی دانند. پس امید است که خداوند از آنان در گذرد و خداوند بس عفو کننده و آمرزنده است.کسی که در راه خدا هجرت کند. سرزمین های فراخ و آزادی فراوانی می بیند. که بینی دشمنان را خاک آلود می گرداند. وگشایش و آسایش خواهد یافت و هرکه از خانه خود بیرون آید و به سوی خدا و رسول هجرت کند و سپس مرگ او را دریابد اجر او بر عهده خداست و خداوند بس آمرزنده و مهربان است. وسنت پیامبر نیز دلالت بر این چیز دارد که هجرت در این وقت بر کسی فرض شده که قادر به هجرت است و در شهری که در آن اسلام آورده مورد شکنجه و آزار قرار می گیرد. چون پیامبر _ صلی الله علیه وسلم _ به عده ای دستور داده تا در مکه مکرمه بمانند. مانند؛ عباس بن عبدالمطلب وافرادی مانند وی که بیم آن نمی رود در مکه مورد شکنجه قرار گیرند و به سپاهیانش دستور داد تا به آنانی که اسلام آورده اند این حکم را بیان دارند (ان هاجرتم فلکم ما للمهاجرین و ان اقمتم فانتم قانتم کا عراب)اگر هجرت کردید برای شماست آنچه برای مهاجرین است و اگر در مکه ماندید برای شما حکمی چون حکم اعراب خواهد بود. و آنان را فقط در آنچه برایشان حلال و جایز است مخیر قرار داد. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ فهرست
زمانی که مدتی از هجرت آن حضرت _ صلی الله علیه وسلم _ به مدینه منوره گذشت خداوند جان نثارانی برای آن حضرت برگزید و با عدد کم خداوند به آنان نیرویی عنایت کرد که گروهای زیاد از آن محرومند. لذا به آنان بعد از اینکه اجازه جهاد نداده بود جهاد را فرض گرداند و فرمود: كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ [31]قتال برای شما فرض گشته است و حال آنکه بر شما سخت است. لیکن چه بسا چیزی را دوست نمی دارید و آن چیزی برای شما نیک باشد و چه بسا چیزی را دوست داشته باشید و آن چیز برای شما بد باشد. وفرمود: إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم [32] بی گمان خدا جان ها و مال های مومنان را خریداری می کند. وفرمود: وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ [33]ودرراه خدا قتال بکنید وبدانید که خداوند شنوای داناست. وفرمود: وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ [34]در راه خدا جهاد کنید آنگونه که حق جهاد در راه اوست. و فرمود: فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ [35]هنگامی که با کافران روبرو میشوید گردن هایشان را بزنید و همچنین ادامه دهید تا به اندازه کافی دشمن ضعیف گردد در این هنگام محکم ببندید. وفرمود: مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انفِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ أَرَضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِيلٌ (38) إِلاَّ تَنفِرُواْ يُعَذِّبْكُمْ عَذَاباً أَلِيماً وَيَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّوهُ شَيْئاً وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (39) [36]چه شده شما را، هنگامی که به شما گفته می شود: در راه خدا (برای جهاد) بیرون شوید. سستی می کنید و دل به دنیا می دهید. آیا به زندگی این جهان در مقابل زندگی آن جهان خشنودید؟ تمتع و کالای این جهان در برابر تمتع و کالای آن جهان چیز بیش نیست. اگر برای جهاد بیرون نروید، خداوند شما را عذاب دردناکی می دهد و قومی را جایگزین تان می سازد که جدای از شمایند و هیچ زیانی به خدا نمی رسانید و خدا بر هر چیزی تواناست. وفرمود: انْفِرُواْ خِفَافاً وَثِقَالاً وَجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ [37] به سوی جهاد حرکت کنید سبکبار و سنگین بار، و در راه خدا با مال ها و جان هایتان جهاد کنید. و در نها یت یادی از آنانی می کند که اسلام را ظاهر کرده، اما در جهاد شرکت نکردند. لذا فرمود: لَوْ كَانَ عَرَضاً قَرِيباً وَسَفَراً قَاصِداً لاَّتَّبَعُوكَ [38]اگر غنایمی نزدیک و سفری سهل و آسان باشد از تو بیرون می کنند و به دنبال تو می آیند. در این آیه به این چیز اشاره نمود که در هر زمان و مکانی ، دور باشد یا نزدیک جهاد نماید و در چندین جا از کلام پاک خویش به آن اشاره می کند: ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ لاَ يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَلاَ نَصَبٌ [39]چرا که به آنان نمی رسد هیچ تشنگی. گرسنگی و خستگی در راه خدا. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ فهرست
1-به اعتبار آنچه با آن جهاد می شود الف: با قتال : 15مرتبه با صیغه امر در قرآن آمده است. فَلْيُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يَشْرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالآخِرَةِ وَمَن يُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيُقْتَلْ أَو يَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً [40]باید در راه خدا کسانی جهاد و قتال نمایند که زندگی دنیا را به آخرت می فروشند وهرکس در راه خدا بجنگد و کشته شود یا اینکه پیروز گردد پاداش بزرگی بدو می دهیم. فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ تُكَلَّفُ إِلاَّ نَفْسَكَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَسَى اللّهُ أَن يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَاللّهُ أَشَدُّ بَأْساً وَأَشَدُّ تَنكِيلاً. [41] در راه خدا قتال کن تو جز مسئول خود نیستی و مومنان را ترغیب و تحریک نما تا اینکه خداوند قدرت کافران را بازگیرد و قدرت خدا بیشتر و مجازات او سخت تر است. وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبِّ الْمُعْتَدِينَ . [42]و در راه خدا قتال کنید با کسانی که با شما می جنگند و تجاوز و تعدی نکنید زیرا خداوند تجاوزگران را دوست ندارد. ب:با دفاع وتکثیر عدد مجاهدین: وَلْيَعْلَمَ الَّذِينَ نَافَقُواْ وَقِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ قَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَوِ ادْفَعُواْ قَالُواْ لَوْ نَعْلَمُ قِتَالاً لاَّتَّبَعْنَاكُمْ هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلإِيمَانِ يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِم مَّا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا يَكْتُمُونَ. [43] ونیز برای آن بود که نفاق منافقان را ظاهر گرداند. منافقانی که چون بدیشان گفته شد: بیایید در راه خدا بجنگید یا برای دفاع برزمید. گفتند: اگر می دانستیم که جنگی واقع خواهد شد بی گمان از شما پیروی می کردیم آنان در آن روز به کفر نزدیکتر بودند تا به ایمان.
ج: با رباط: وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ. [44]برای آنان تا آنجا که می توانید نیروی و اسبهای ورزیده آماده سازید. 2-حراست از مرزهای اسلامی: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ . [45]ای کسانی که ایمان آورده اید شکیبایی ورزید و استقامت و پایداری کنید و از مرزهای اسلامی حراست نمایید واز خدا بترسید تا اینکه رستگار شوید. د: با آمادگی و اعداد: َأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ . [46]برای آنان تا آنجا که می توانید نیروی و اسبها ورزیده آماده سازید. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ خُذُواْ حِذْرَكُمْ فَانفِرُواْ ثُبَاتٍ أَوِ انفِرُواْ جَمِيعاً . [47]ای کسانی که ایمان آورده اید: احتیاط نمایید وآماد گی خود را حفظ کنید دسته دسته یا همگی با هم بیرون روید. وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ . [48]و آهن رانازل کرده ایم که دارای نیروی زیاد و سودهای فراوان برای مردم است. ه: با قرآن: فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَاداً كَبِيراً. [49] پس از کافران اطاعت مکن و با قرآن با آنان جهاد بزرگ را شروع کن. و: با مال و جان: وَفَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْراً عَظِيماً . [50]خداوند مجاهدین با مال و جان ها یشان را بر خانه نشینان برتری داده است. الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ. [51] آنانی که ایمان آورده اند و هجرت نمودند و با مال ها و جان هایشان در راه خدا جهاد نمودند. انْفِرُواْ خِفَافاً وَثِقَالاً وَجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ. [52]به سوی جهاد حرکت کنید سبکبار و سنگین بار و با مال ها و جان هایتان در راه خدا جهاد کنید. ز: با زبان: 1-همه دعوت ها از نظم گرفته تا نثر و از سخنرانی گرفته تا خطبات همه وهمه را در بر می گیرد. إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيراً وَانتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ. [53]مگر شاعرانی که مومن هستند و کار های شایسته می کنند و بسیار خدا را یاد می نما یند و هنگامی که مورد ستم قرار می گیرند انتقام می گیرند. 2- ترغیب وتحریض برای قتال: يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ. [54]ای پیامبر!مومنان را به قتال برانگیز. 2- به اعتبار دشمنان و آنانی که با آنان جهاد می شود الف: مشرکین: وَقَاتِلُواْ الْمُشْرِكِينَ كَآفَّةً. [55]با همه مشرکان بجنگید. ب:کفار بجز مشرکین: فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْكُفْرِ . [56]با سر دستگان کفر و ظلال بجنگید. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ الْكُفَّارِ . [57]ای مومنان! با کافرانی بجنگید که به شما نزدیکترند. ج: منافقین: يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ.[58] ای پیامبر با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت بگیر. يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ. [59] ای پیامبر با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت بگیر. فَمَا لَكُمْ فِي الْمُنَافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَاللّهُ أَرْكَسَهُم بِمَا كَسَبُواْ أَتُرِيدُونَ أَن تَهْدُواْ مَنْ أَضَلَّ اللّهُ وَمَن يُضْلِلِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبِيلاً. [60]ای مومنان! چه شده که درباره منافقان دو دسته شده اید، و خدا آنها را به سبب نفاق و نافرمانی به کفر بازگردانده است. آیا می خواهید افرادی را هدایت کنید که خدا آنها را گمراه کرده است؟ هر کس خدا او را گمراه کرده است یقینا شما برایش راهی به هدایت و ایمان نمی یابید. سَتَجِدُونَ آخَرِينَ يُرِيدُونَ أَن يَأْمَنُوكُمْ وَيَأْمَنُواْ قَوْمَهُمْ كُلَّ مَا رُدُّوَاْ إِلَى الْفِتْنِةِ أُرْكِسُواْ فِيِهَا فَإِن لَّمْ يَعْتَزِلُوكُمْ وَيُلْقُواْ إِلَيْكُمُ السَّلَمَ وَيَكُفُّوَاْ أَيْدِيَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثِقِفْتُمُوهُمْ وَأُوْلَـئِكُمْ جَعَلْنَا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطَاناً مُّبِيناً. [61] در این میان جماعتی دیگر از منافقان را می یابید که با اظهار ایمان می خواهند خاطر شما را آسوده سازند و هنگام باز گشت به میان قومشان با ابراز کفر، می خواهند خاطر آنان را آرام نمایند. د: باغیان: وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ. [62]هرگاه دو گروه از مومنان با هم به جنگ پرداختند در میان آنان صلح برقرار سازید اگر یکی از آنان در حق دیگری ستم کند وتعدی ورزد با آن دسته ای که ستم می کند وتعدی ورزد بجنگید تا زمانی که به سوی اطاعت از فرمان خدا بر می گردد و حکم او را پذیرا می شود هرگاه باز گشت و فرمان خدا را پذیرا شد در میان ایشان دادگرانه صلح برقرار سازید و عدالت نمایید چرا که خدا عادلان را دوست دارد. ه: اهل کتاب(یهود و نصاری): قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلاَ يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُواْ الْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ . [63]با کسانی از اهل کتاب که نه به خدا، ونه به روز جزا ایمان دارند و نه چیزی را که خدا و پیامبرش تحریم کرده اند حرام می دانند و نه آیین حق را می پذیرند پیکار و قتال نمایید تا زمانی که خاضعانه به اندازه مقرره جزیه را می پردازند. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ فهرست
زیرا هیچ عملی با جهاد در اجر و ثواب همسان و برابر نیست. زیرا مجاهد بهترین مردم است. زیرا مرزداران حدود اسلامی برای القاء رعب در دشمن و حمایت از سرزمین های اسلامی و حفاظت حدود اسلامی به این عمل مقدس مشغولند. زیرا مجاهد امیدوار اجر عظیم و بزرگ در نزد پروردگار است و اجر جهاد بیشتر از اجر رباط است چراکه سختی های جهاد به مراتب بیشتر از رباط است. چیزی که مجاهدین را برای تحمل سختی ها و مشقت های میدان جهاد آماده می سازد حب شهادت و ثواب و اجر شهید است. حسنات عبادت ها در میدان جهاد چندین و چندین برابر می گردد. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ فهرست
اتباع، روح خلافت راشده است که در خلافت صدیق اکبر و علی مرتضی بتمامه مشترک است، یکی در دوران اقبال و ترقی و پیشرفت فتوحات اسلامی حق اتباع را کاملا ادا کرد و نمونه ای بارز از خلافت راشده را تقدیم داشت و دیگری در شدید ترین حالات و دوران فتنه و آزمایش، حق خلافت را بدون کوچکترین تجاوز از حدود و فرامین الهی ادا و نمونه ای کامل از اتباع را تقدیم جهانیان کرد. ما فقط می خواهیم حکم الهی را جامه عمل پوشانیم. نفع و نقصان هرگز مطمع نظر ما نیست و در راه، هدف رسیدن به سلطنت و حکومت نمی باشد. باید دانست جهاد امری است که فواید و منافع آن بی شمارند، چرا که به طرق و وجوه متعدد فواید آن به امت می رسد. جهاد به مثابه بارانی است که منفعتش نبات، حیوان و انسان را در بر گرفته و فواید آن بر دو گونه اند. 1-منافع عامه : 2- منافع خاصه : در قسم اول به همه خلایق از مومنین مطیع و فرمانبردار گرفته تا کفار، فساق و انسان های سر کش، منافقین بلکه به جن و انس و حیوانات فواید آن می رسد. اما در قسم دوم منافع آن فقط به گروهی مخصوص می رسد و دیگران از آن محرومند. 1- منفعت عامه: با تجربه صحیحه ثابت شده است که به علت عدالت حکام، دیانت اهل معاملات، سخا و جود صاحبان اموال و حسن نیت همه مردم برکات آسمانی همچون بارش باران فرود می آید. نباتات رشد، کسب و کار مردم رواج یافته، اموال زیاد شده و صاحبان علم و هنر بیش از پیش ظاهر و متحقق می گردند. درست مانند آن و حتی صدها برابر به علت شوکت دین حق و عروج سلاطین متدین و ظهور شوکت آنان در اکناف و اقطار عالم و نیروی سربازان اسلام و انتشار احکام شرع در روستاها، شهرها و کشورها فواید فوق به مرحله ظهور در می آیند. 2- منفعت خاصه: فواید جهاد درحق مجاهدین فایده جهاد به نسبت شهداء مومن و مجاهدین مسلمان و حکام شجاع و دلیر اسلامی و رادمردان میادین جهاد مستغنی از بیان است. فواید جهاد برای اهل احسان اهل باطن در مدتی بسیار کوتاه و با ریاضت های بسیار کم به مراتبی از فوز و ولایت نایل می آیند که در دیگر اوقات و امکنه از رسیدن به آن قاصرند. فایده جهاد برای علماء علوم اسلامی گسترش یافته. طلاب علوم اسلامی زیاد شده. و رسیدن علماء به مراتب احتساب، قضاء، اجتهاد افتاء و رسیدن به منصب امامت باطنی یعنی دعوت علنی از بارزترین منافع جهاد است چرا که دعوت به طرف دین حنیف و برگزیده اسلام ورسیدن به مقلم نیابت و جانشینی واقعی به علت نشر عقاید صحیح اسلامی و احکام و مفاهیم درست اسلامی و ظهور امر به معروف و نهی از منکر که کار اصلی علما است در این کار به مرحله اجرا و ظهور در می آید. فایده جهاد در حق عموم صلحاء متقیان با جهاد عزت یافته و کارهای نیک معروف و مشهور می گردند. اجر متقیان به علت پیروی آنان از اولی الامر و حکام واقعی و احترام علماء وتوقیر صلحاء و اولیاء دو چندان شده. عده زیادی با این کار در گروه مسلمین داخل می شوند. فایده جهاد به نسبت عموم مومنان مومنان با تصحیح نیت و بر خورد صحیح در معاملات و تمایل به سوی اطاعت و فرمانبرداری از دین حق و انقیاد از رسوم شرعی ولو اینکه تقلیدی باشد به مراتب قرب الهی نایل آمده و به سبب رفاه و آسایش در امور زندگی با نزول و برکت های آسمانی و عدالت پادشاهان و حکام مقتدر اسلامی و سخا و بخشش انسان های سخی و نظم امور زندگی (دنیوی)و اخروی وپاکی قوانین و دستورهای شرعی بیش از پیش و بیش از هر کار دیگر فواید شامل حال آنان شده و در مدتی کوتاه به مراتب قرب الهی دست می یابند. فایده جهاد در حق فساق توبه نصیب فجار و فساق گشته. چرا که کارهای بد مورد مذمت قرار گرفته و کارهای نیک مورد مدح و ستایش قرار می گیرند چون دین حق در قلب های مردم جای گرفته و حقانیت آنان برایشان ثابت می گردد. و عده زیادی از انسان های بد به علت خوف و ترس از اجراء حدود و تعزیرات و لکه های عار و ننگ به سبب طعنه احباب و دوستان و ملامت افراد همسن وسال دست از بدعت ها و منکرات کشیده که خود به زودی آنان را به مراتب توبه و ندامت نزدیک می سازد. فایده جهاد در حق منافقین منافقین بناچار کاملا در اسلام علنا و ظاهرا داخل شده. چراکه اگر در گروهای غیر اسلامی داخل و شامل گردند قتل شده و هر گاه ببینند اسلام عزت می یابد و مخالفان و دشمنان آن ذلیل و خوار می گردند توبه و رجوع کرده. چرا که انوار و برکات دین اسلامی به علت نزول رحمت های الهی به سبب اجرا حدود و تنفیذ قوانین شرعی همه جا را فرا می گیرد و چون با اولیاء و صلحاء و انسان های پاک رفت و آمد و ارتباط می گیرند. انعکاس انوار و نفوذ پندها و نصایح آنان در قلوب شان موجب هدایت و توبه آنان با حول و قوه الهی می گردد. فایده جهاد برای اهل ذمه به علت رونق زندگی با نزول برکات سماوی و گرمی بازار تجارت و کسب و کار و عدالت حکام و اطمینان از دزدی و رهزنی و امید ایجاد رغبت به سوی اسلام در اثر مخالفت با اهل حق و مشهور گشتن رسوم اسلامی به سبب ملاحظه انتظام امور معاش و معاد اهل دین حق با اتباع از شرع متین، اهل ذمه نیز بهره مند می گردند. فایده جهاد برای اهل حرب آنانی که با مسلمانان می جنگند و کشته می شوند. عذاب و عقاب الهی در حق آنان تخفیف می یابد. و آنانی که با مسلمانان می جنگند اگر کشته نشوند زمانی که اسلام غلبه یابد چون بر کفر باقی بمانند با ازدیاد کفر عذاب الهی در حق آنان بیشتر می شود که با کشته شدن از این مقدار کاسته می گردد لذا باز هم در صورت عدم کشته شدن به آنان فایده ای خواهد رسید. فایده جهاد برای خانواده های حربیان فرزندان و خانواده های آنان به علت غلامی و اسارت با اهل حق آشنا شده، شاید نفعی به آنان از این طریق برسد. خلاصه اینکه. وجوب و فرضیت جهاد بر مومنین و امر به اقامه آن تا قیام قیامت در کارخانه تشریع به مثابه نزول باران و پر شدن جویها، دریاچه ها، رودخانه ها و... در کارخانه تکوین است. کشته شدن عده ای از مسلمانان فاقد استعداد که مانع از خهاد می شوند و به علت خباثت باطنی، حسد و محبت با کفار راه مخالفت با غازیان و مجاهدان اسلام را می پیمایند و در صف بدترین منافقان داخل می گردند. در مقابل فایده عظیم هیچ به حساب نمی آید چرا که باران که منفعت عمومی آن در حق عموم بدیهی است اما در اثر آن عمارت ها و ساختمان هایی منهدم شده وطغیان سیل در اثر آن ضررهایی به عده ای می رساند. هدف اصلی جهاد به بندگی درآوردن بندگان برای خداوند واحد و بیرون ساختن آنان ازعبودیت بندگان به سوی عبودیت الهی و ازاله و پاکی همه زمین از شر طواغیت و خالی ساختن دنیا از فساد و خباثت است چرا که خضوع انسان برای انسانی همچون خویش و تقدیم انواع عبادت برای آن از دعا گرفته تا نذر، ذبح، تعظیم، تشریع و حاکمیت همه و همه عامل اساسی فساد امت ها و نسل های گذشته از زمانه نوح علیه السلام گرفته تا عصر حاضر است که به عبارت دیگر می توان آن را انحراف از فطرت سلیم که همانا توحید الهی باشد نامید چنانچه پیامبر صلی الله علیه وسلم در حدیثی قدسی می فرماید: "انی خلقت عبادی حنفاء کلهم و أنهم أتتهم الشیاطین فاجتالتهم عن دینهم و حرمت علیهم ما أحللت لهم و أمرتهم ان یشرکوا بی ما لم أنزل به سلطانا" [64] همه بندگانم را حنیف و مایل به حق آفریدم، اما شیاطین به نزد آنان آمده آنان را از دین شان منحرف می گردانند و آنچه را بر ایشان حلال نموده ام بر آنان حرام می سازند و به آنان دستور می دهند تا بی دلیل و حجت با من چیز ها و افرادی را شریک نمایند. لذا هدف بزرگ جهاد اسلامی، باز گرداندن انسان به اصل و مبداء اوست که همانا دین حنیف است که آنان را خاضع و خاشع رب العالمین می گرداند. و به آنان تعلیم می دهد تا در تمام شئون زندگی شان از او استعانت و کمک طلبند و کماحقه به عبادت وی مشغول گردند و احدی را بجز وی معبود و اله خویش نسازند. این خشوع و خضوع است که سعادت و فلاح دارین را بر آنان به ارمغان می آورد. دلایل این هدف: وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلّهِ فَإِنِ انتَهَواْ فَلاَ عُدْوَانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمِينَ.[65] 1- و با آنان قتال کنید تا فتنه ای باقی نماند و دین از آن خدا گردد. وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّه فَإِنِ انتَهَوْاْ فَإِنَّ اللّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ [66] 2- و با آنان پیکار کنید تا فتنه ای باقی نماند ودین همه اش خالصانه از آن خدا گردد. ابن کثیر رحمه الله می فرماید: سپس خداوند دستور جهاد با کفار را صادر نمود تا هیچ فتنه ای (شرکی) باقی نماند. (این قول ابن عباس، ابوالعالیه، مجاهد، حسن، قتاده، ربیع، مقاتل بن حیان، سدی و زید بن أسلم است.) [67] و دین از آن خدا گردد یعنی دین الهی بر سایر ادیان غالب آید. و ابن جوزی می فرماید: دین از آن خدا باشد (توحید فقط خالص برای او شود . "ابن عباس") [68] و جریر طبری می فرماید: با آنان بجنگید تا شرکی باقی نماند و فقط خدا وحده لا شریک له عبادت شود. ودین از آن خدا گردد یعنی عبادت و طاعت همه و همه خالص برای او شود. [69] و علامه شوکانی می فرماید: "وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ" در این آیه امر قتال با مشرکان داده شده، تا اینکه فتنه ای نماند و دین از آن خدا گردد یعنی مردم در اسلام داخل شوند و از دیگر ادیان مخالف با آن خارج گردند. لذا کسی که در اسلام داخل شد و دست از شرک کشید قتال با وی جایز نیست. [70] وپیامبر _ صلی الله علیه وسلم _ می فرماید: "من قاتل لتکون کلمه الله هی العلیا فهوفی سبیل الله" هرکس به این خاطر بجنگد تا کلمه و دین الهی عزت یابد او در راه خدا است. ومی فرماید: "امرت ان اقاتل الناس حتی یشهدوا أن لا اله الا الله و أن محمدا رسول الله و یقیموا الصلاه و یوتوا الزکاه فإذا فعلوا ذلک عصموا منی دماءهم و أموالهم الا بحق الاسلام و حسابهم علی الله" [71] به من دستور داده شده تا با مردم جهاد و قتال نمایم تا مادامی که کلمه شهادت را بر زبان جاری سازند و بگویند: معبودی بجز خدا نیست و محمد فرستاده و رسول خدا است و نماز را برپا دارند و زکات اموالشان را بپردازند، وقتی این کار را کردند مال ها و خون هایشان از دست من مصون خواهد ماند مگر به حق اسلام و حساب شان با خداست. و می فرماید: "بعثت بین یدی الساعه بالسیف حتی یعبدالله وحده لاشریک له و جعل رزقی تحت ظل رمحی و جعل الذل والصغار علی من خالف أمری" [72] با شمشیر قبل از قیامت مبعوث شده ام، تا اینکه خداوند واحد لاشریک عبادت شود و روزی ام در زیر سایه نیزه ام قرار داده شده و ذلت و خواری برای کسی است که با دین من مخالفت ورزد. این هدف بزرگ جهاد را صحابه رضوان الله علیهم اجمعین درک کرده و در زندگی خود آورده اند. چنانچه حضرت مغیره بن شعبه در جواب ترجمان عامل کسری می فرماید: از هر چه می خواهی بپرس. پرسید: شما چه کسانی هستید؟ فرمود: ما مردمی از عرب بودیم که در شقاوت و بدبختی عجیبی بسرمی بردیم. پوست ها و دانه ها را از شدت گرسنگی می مکیدیم، لباس ها پشمی و مویی می پوشیدیم، درخت و سنگ را پرستش می کردیم، تا اینکه خداوند جل و علا پیامبری را که از خود ماست برای ما مبعوث کرد که پدر و مادرش را می شناسیم، نبی خدایمان به ما دستور داد تا جهاد نماییم تا اینکه خدای واحد را پرستش نمایید. یا اینکه به ما جزیه بپردازید و پیامبر ما به ما گفته است هر کس از ما کشته شود به بهشت داخل گشته که در آن نعمت هایی است که مانند آن را تا کنون هیچ کس ندیده، و هر کس از ما زنده بماند بر شما حاکم خواهد شد. [73] و ابن کثیر رحمه الله قصه حضرت ربعی بن عامر رضی الله عنه را که حضرت سعد ابن ابی وقاص او را به سوی رستم فرمانده ایرانیان اعزام داشته چنین نقل می فرماید: رستم از وی پرسید : چه چیز شما را بدین جا آورده است؟ فرمود: "الله اتبعثنا لنخرج من شاء من عباده العباد الی عباده الله و من ضیق الدنیا الی سعتها و من جو |