|
محمود احمدی نژاد نماینده ی منتصب ولایت سالاران به مناسبت مقام ریاست جمهوری که به ظاهرحمل می کند (مهرماه 1386) به نیویورک رفت تا در مجمع عمومی سازمان ملل متحد شرکت نماید، اما او با رفتارهای نامعقول و زننده و با موضعگیری های بی جایش، خود و سایر خود بزرگبینان ولایت سالار را شرمنده و مضحکه ی آمریکائیان و رسانه های گروهی آن کشور قرار داد، هنگام نشستن هواپیمای حامل او، برخی از رسانه های آمریکا او را شیطان ایران نامیدند و گفتند: شیطان ایران به زمین نشست. او با رفتن به دانشگاه کلمبیا و با مصاحبه ی جنجالیش، خود و منتصبینش را بی نقاب و خفت زده کرد و نه تنها چیزی به دست نیاورد بلکه بر سرش هورا کشیدند و رئیس دانشگاه کلمبیا همه ی موازین دیپلماتیک و میزبانی را زیر پا گذاشت و به جای استقبال و خوشامدگویی، از او به عنوان: "یک کوتوله ی به تمام معنی دیکتاتور"، یاد کرد و خطاب به وی گفت :" احمق هستی و یا خودت را به احمقی میزنی" و در ادامه ی سخنان سراپا تحقیر آمیزش رو به احمدی نژاد کرد و گفت : "در مغز این کوتوله هر چیزی جا دارد جز راستی و حقیقت"!؟ چه توهینی بالاتر از این میتواند وجود داشته باشد!؟ از آنجایی که احمدی نژاد اصولا عقلانیتی در کارهایش نیست و بی نهایت ناآگاه از وضعیت جهانی و درکل یک انسان به تمام معنی پر رو، بی وقار و بی شخصیت است، این همه توهینها را پذیرفت و با رفتن به دانشگاه کلمبیا و گوش دادن به توهینها، سبکسری و کم خردی خویش را به نمایش گذاشت، هر چند که او در حقیقت نماینده ی مردم ایران نیست و لیاقت و شایستگی آن را هم ندارد که نماینده ی ملت شریف و آزاده ی ایران باشد ولی به هر حال او عنوان ریاست جمهوری یک کشور را با خودش یدک می کشد بنابر این حداقل باید بلافاصله از خودش واکنشی نشان میداد و به توهینها گوش نمیداد و نسبت به اینکه به او و به کشورش که درظاهر نمایندگی آن را برعهده دارد، توهین شده است، فورا جلسه را ترک می کرد اما او این کار را نکرد و هیچگونه احساسی هم به او دست نداد، چرا !؟ چون او خودش را متعلق به ایران و ایرانی نمی داند و هیچ نوع احساسی هم نسبت به جریحه دار شدن احساسات و غرور مردم ایران ندارد؛ چرا که او فرزند و دست پرورده ی خمینی است ، همان کسی که هنگام بازگشت به ایران در پاسخ یکی ازخبرنگاران با صراحت اعلام کرد که من هیچ احساسی نسبت به میهن -وبالتبع نسبت به ملت ایران - ندارم!؟ احمدی نژاد که دست پرورده ی نظام استبدادی ولایت فقیه است، با همین مفکوره ی منحط ولایت سالاران که خواب جهان شمولی اسلام ناب ناباب خود را در سر می پرورانند، به نمایندگی از گروه حاکمه به دانشگاه کلمبیای آمریکا رفت تا به زعم واهی خود به هر ترتیبی که شده و لو با توهین و سیلی خوردن، پیام پوسیده و فرسوده ی انقلاب شکست خورده را به دانشجویان و ملت آمریکا برساند، ولایت سالاران هم که طبل رسوایی آنان در همه جا به صدا درآمده است همه ی تلاششان را به کار گرفتند تا جلوی رسوایی بیشتر را بگیرند، از این رو، واکنش مجلس و رسانه ها و تریبونهای تبلیغاتی رژیم ولایت فقیه در برابر این توهینها، سرپوش گذاشتن بر واقعیت و موفق آمیز خواندن این سفر نکبت بار بود، حداد عادل -رئیس مجلس- با پررویی این سفر را یک سفر تاریخی و پربار خواند و سعی کرد تا به احمدی نژاد یک شخصیت کاذب بخشد و با وقاحت تمام از او به خاطر سخنان بی ربط و بی محتوایش در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، تشکر کرد!!؟ جنتی نیز در سخنرانی نماز جمعه ی تهران (6/7/1386)، یاوه سرائیهای احمدی نژاد در سازمان ملل، را یک افتخار خواند و گفت : "این منطق قوی و متین رئیس جمهور کشورمان بود که همه را به خودش جلب کرد، این افتخار تنها برای ایران نیست بلکه برای همه ی جهان اسلام است" !!؟ هرچند همه ی گروه حاکمه از خامنه ای گرفته تا جنتی و حداد، به خوبی میدانند که این سفر جز نکبت، خواری و ذلت، دستاورد دیگری نداشته است، ولی راه چاره ای ندارند و خصلتشان همین است که از رو نمی مانند و با پررویی از منطق بی منطقی خود یاد می کنند. منطق ولایت سالاران زورگویی، اعمال خشونت، دروغگویی، تزویر و فتنه جویی، سبکسری، تاختن به این و آن، مداخله کردن در امور کشورها، ایجاد آشوب و دو دستگی درمیان ملتها، گسترش فحشا و فساد و ترویج مواد مخدر، عزرائیل بودن برای ملت ایران وادای فرشته درآوردن برای دیگران، به ذلت و فقر واداشتن مردم ایران زمین و صرف پول های کلان نفت برای غیر ایرانیان به منظور صدور اسلام به اصطلاح ناب، منطق ولایت سالاران مستبد است، این همان منطقی است که خود کامگان از آن به عنوان منطق قوی و متین یاد می کنند، توهین کردن را استقبال و خوشامد گویی می نامند و احمق نامیدن و کوتوله خواندن را جلب توجه قلمداد میکنند!!؟ ، آنان در طول انقلاب خونبارشان از این قبیل رسوائیها زیاد به خود دیده اند و از آن ننگی ندارند، پس این قبیل رسواییها همیشه نصیبشان باد که سزاوار آنند. |