|
يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُون می خواهند نور خدا را با گمانهای باطل و سخنان ناروای دهان خود خاموش گردانند ولی خدا نورخود را کامل می گرداند هر چند که کافران دوست نداشته باشند. حکومتگران رژیم ولایت فقیه با عملکرد زننده ی خود ثابت کرده اند که مظهر جور و فساد و رفض و شرک و استبداد و اختناق اند و مظهر خود خواهی و خود بزرگبینی و خرافه و بی باوری و بی دیانتی اند، سردمداران این نظام فاشیستی به ییروی از هوا و هوسهای سرکش و بی پایان خود در پی آنند تا سایر انسان ها را به گمراهی کشانند و عقاید پوچ و انحرافی خودشان را بر دیگران تحمیل نمایند، این از خدابی خبران با قرائت ویژه ای که از دین دارند خود را نماینده ی تام الاختیارخدا و همه کاره و قیم ملت می دانند و به جای آنان فکر می کنند و برای مردم می اندیشند و اندیشه های پوچ خودشان را به اجرا در می آورند و از تفرقه افکنی و جنایات و اعمال سرا پا ننگین خود، به نام اصلاح امت و اسلام ناب یاد می کنند و آن را افتخاری برای خویش می پندارند. خودکامگان ایران آن چنان گرفتار غرور و خود خواهی و خود بزرگبینی گردیده اند که خودکامگی ها و استبداد را آزادی و بدیها را خوبی و بی بند و باریها و فساد اخلاقی را پاکدامنی در انظار مردم جلوه می دهند و با کمال پررویی همه ی این فسادها و نابسامانیها و بی عدالتی های موجود و رو به گسترش در جامعه ی ایران را، زمینه ساز ظهور مهدی قلمداد می کنند؟! این منحرفان از دین و اسلام خواهان دروغین، در عین دوری از دین و خدا، خود را به خدا از همه نزدیکتر می پندارند و با ادعا خودشان را وابسته به اسلام اهل بیت می دانند، این ولایت سالاران براساس خواسته ها و تمایلات و اغراض شخصی خود داوری می کنند که حق چیست و باطل چه؟! و از پیدا شدن نسلی که به خود اجازه ی اظهار نظردر برابر تفکرات شومشان را بدهد، هراس دارند و از دانشجویان و روحانیونی که به تحقیق و تفحص درباره ی اسلام راستین برآیند و سیرت پرچم داران اسلام یعنی صحابه ی پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم به ویژه خلفای راشدین -رضی الله عنهم- را مورد مطالعه ی دقیق قراردهند، می ترسند. حجتی های بی باور و رافضی های سبایی منش همه ی تلاش خویش را به کار می گیرند تا مردم به خصوص جوانان و قشر تحصیل کرده را از حقایق دور نگه دارند و از آنجا که بقا و دوام خویش را در خرافات و نفاق و اختلاف می بینند، تا می توانند به اختلافات فرقه ای دامن می زنند و آتش کینه و نفاق را در راستای منافع خویش شعله ور می سازند؛ چرا که به این نتیجه رسیده اند که تنها از این طریق می توانند به حیات ننگین خود ادامه دهند، از این رو شیخهای رافضی با ترفندهای منحصر به فرد خویش و با راه اندازی گروه های ویژه به بهانه ی دید و بازدید و زیارت، تلاش می کنند تا زمینه را برای اشاعه ی اعتقادات انحرافی و دیدگاه های ارتجاعی خود فراهم سازند اما از آنجایی که عقاید من در آوردی رافضی ها ریشه و اساس اسلامی ندارد و بر خواسته از ذهن بیمار و عقده مند و اسلام ستیز ابن سبا است، با تمام مخفی کاریها و دغلکاریهایی که به خرج می دهند گاهی این مخفی کاریها و حرکات تفرقه افکنانه نتیجه ی عکس می دهد و برای رافضی های پیرو دو ابن ( ابن ابی منافق و ابن سبا یهودی) رسوایی ببار می آورد و خسر الدنیا و الآخرة بودن ایشان و بی محتوایی و بی دینی و خرافاتی گری آنان را بر ملا می گرداند و ایشان را رسواتر از قبل و شرمنده ی اعمال و سر افکنده ی اعتقادات بی اساسشان می سازد که از آن جمله رسوایی اخیر سفر زیارتی دویست تن از طلبه های نخبه ی حوزه علمیه قم به عربستان سعودی است که بنا به اعتراف حجتی های کینه توز، سی تن از این دویست نفر از عقاید انحرافی و خزعبلات روافض، روی برگردانیده و به اسلام راستین گرائیده اند، این روی کرد قشر تحصیل کرده به اسلام حقیقی، سبایی مسلکان را دچار مخمصه و سر در گمی نموده و ناقوس مرگ آنان را به صدا در آورده است و سردمداران گروهک ضاله ی حجتیه را چنان گیج و مات ساخته است که با شرمساری و سرافکندگی از بی کفایتی و بی باوری خود یاد کرده و آن را یک ضایعه دانسته اند و بر این دستاورد و حاصل چندین ساله ی خود با تحسّر اشک ریخته و به ماتم نشسته اند، البته باید هم به ماتم بنشینند؛ چرا که از یک طرف همانند غریق به هر خس و خاشاکی دست می اندازند و مزدورانی همچون تیجانی و امثال او را علم می کنند تا به مقدسات مذهبی و الگوهای دینی جهان اسلام توهین روا دارند و از طرفی دیگر با نهایت ناباوری، تربیت شدگان و دست پروردگان خودشان را می بینند که از عقاید انحرافی و ساخته ی ابن سبا روی برتافته و به اسلام واقعی یعنی مکتب پیامبر و صحابه روی آورده اند و همه ی آرزوها و کاخهای آمال ولایت سالاران را ویران ساخته و امید آنان را به یأس مبدل نموده اند و به همین جهت است که شیخ های فتنه جوی رافضی از جمله قزوینی انگشت غیظ به دندان گرفته اند و از این روی کرد تازه، با نا امیدی و یأس به تلفات یاد کرده و به چاره جویی برخاسته اند. این اعتراف به رسوایی( که در ذیل به آن اشاره می شود و در بخش صدا و تصویر (بزودی) آن را می توانید از زبان خودشان بشنوید) نموداری زنده از بی باوری و بی محتوایی و بی دیانتی شیخهای رافضی رژیم سرا پا فساد ولایت فقیه ایران است که با وجود صرف هنگفت آن همه سرمایه ی ملت در جهت ترویج عقاید خرافی خود، حاصلی جز خیبت و رسوایی نداشته و نخواهند داشت و بنا به فرموده ی قرآن: قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا (103) الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا (زیانکارترین مردم کسانیند که تلاش و تکاپویشان - به سبب تباهی عقیده - در زندگی دنیا هدر می رود و بیسود می شود و خود گمان می برند که به بهترین وجه کار نیک می کنند) سوره کهف آیه: 103- 104 گفتنی است: شیخ قزوینی طی یک نشست خصوصی و محرمانه در جمع روحانیون حوزه، موضوع سی نفر طلبه را بازگو کرده است که اظهاراتش عینا جهت اطلاع نقل می شود: "جناب آقای ربانی خراسانی که چهره ی آشناست برای همه ایشون حدود یکماه قبل آمده بود پیش ما "قم" مؤسسه،- حالا عزیزان، ان شاء الله همه منّا هستند انما المجالس بالأمانه هست اینها را ما معمولا جز جلسات خصوصی نقل نمی کنیم ولی دیگه ان شاء الله چون همه اهل علمند و بزرگوارند این قضایا خیلی زیاد بیرون منتشر نشه چون به صلاح ما نیست- ایشون صراحتا می فرمود: فلانی من امسال تابستان-1386- به عنوان روحانی کاروان روحانیون رفته بودم ( به عربستان سعودی)، دویست تا طلبه که برای عمره می رفتند طلبه های ممتاز حوزه علمیه قم (بودند)، گفت: اولین کاروان من بودم که با دویست تا طلبه رفتم، با اینکه اونجا من جلسات متعددی پاسخ به شبهات داشتم جلسات متعددی خطر وهابیت را به اینها گوشزد می کردم ولی حدود سی تا از این طلبه ها تو جلسات ما نمی آمدند می رفتند با این وهابی ها انس گرفته بودند در داخل اینها نون می خوردند، می گه خلاصه من دویست نفر بردم اونجا سی تا تلفات دادم سی تا طلبه با ذهن مشوش سی تا طلبه با عقاید متزلزل برگرداندم، ایشون می گفت: خدمت حضرت آیة الله مکارم رسیدم گفتم، خدمت آیة الله سبحانی رسیدم گفتم، می گفت: آقا این روبگید هر وقت هر کس بخواد من آمار دقیق میدم، من دویست تا طلبه بردم اونجا! نه دانشجو نه عوام، سی نفر متمایل به تفکر وهابی به ایران برگردوندم! پس باید گفت: انالله وانا الیه راجعون |