|
آغاز برنامه
ريزى 50 ساله براى نابودى تمامى اهل سنت در سطح دولتها و مردم
خواننده
عزيز: اين مقاله
كه مطا لعه مى
نماييد پرده ازجزء كوچكى از برنامه ها و طرحهاى حكومت ايران براى نسل كشى و ريشه
كنى پيروان اهل سنت و جماعت نه فقط در داخل كشور بلكه در
هر جايى كه نامى از سنت
پاک رسول خدا صلى الله عليه و سلم گرفته شود بر
مى دارد. شما را به خواندن اين
سطور دعوت مى كنيم سطور ي كه قلب هر صاحب قلب دلسوزى را (صرف نظر از علايق مذهبيش)
از شدت خودكامگى و درنده خويى برنامه ريزان و نگارندگان چنين سياستهاى ددمنشانه اى
بدرد مى آورد. باشد كه پند گيريم و بيش از
پيش اين خطر را جدي تلقي نماييم.
اگر ما نتوانيم انقلاب خود
را به ممالک مسلمان نشين
اطراف صادر كنيم بي شك فرهنگ آنها كه آميخته با فرهنگ غرب
مى باشد به ما خواهد
تاخت و ما را مغلوب خواهد نمود ...
حال كه
به يارى خداوند و فداكارى امت قهرمان امام پس از چند قرن بار ديگر حكومت اثنى عشرى در ايران به ظهور رسيده است بنا بر
رهنمودهاى رهبران عاليقدر تشيع وظيفه اى بس سنگين و خطير بر عهده داريم كه آن صدور
انقلاب است . و اين
را بايد بپذيريم كه حكومت ما گذشته از حفظ استقلال كشور و حقوق ملت
يك حكومت مذهبى است و صدور انقلاب در راس همهء امور بايد قرار بگيرد
.اما با توجه به موقعيت فعلى جهان و قانونهاى به اصطلاح بين المللى صدور مستقيم
انقلاب غير ممكن و شايد هم با خطراتى ويرانگر همراه باشد به همين خاطر ما طى سه
جلسه با آراء قريب به اتفاق شركت كنندگان و اعضاء ستاد يك برنامه پنجاه ساله كه
شامل پنج برنامه ده ساله
مى باشد طراحى نموده تا اين انقلاب اسلامى را به همهء
كشورهاى همسايه صادر و اسلام را يكپارچه نماييم. زيرا خطر ي كه از طرف حكام وهابى
و سنى پيشه ها ما را تهديد
مى كند بسيار بيشتر و بالاتر از خطرى است كه از طرف شرق
و غرب متوجه ماست . زيرا آنها مخالف با نهضت و دشمنان بنيادى ولايت فقيه و ائمه
معصومين مى باشند . حتى تعيين مذهب تشيع را بعنوان مذهب رسمى كشور در قانون اساسى
بر خالف شرع عرف
مى دانند و اسلام را دو شاخهء متضاد نموده اند . به
همين خاطر ابتدا ما بايد در كليه مناطق سنى نشين داخلى مخصوصا شهرهاى مرزى كشور
ما نفوذ خود را بيشتر نمائيم مساجد و
حسينيه ها
را افزايش بدهيم و مراسم مذهبى را با جديت
بيشترى برگزار كنيم و در شهر هاى كه بين
90 تا 100% سنى نشين مي باشند امكاناتى را فراهم نماييم تا عده كثيرى از شهرها
و روستاهاى داخلى به آن مناطق كوچ نمايند و براى هميشه آن شهرها را محل سكونت و
كسب كار خود قرار دهند. و اين افراد بايد غير مستقيم تحت حمايت دولت و
دستگاههاى ادارى قرار بگيرند تا بتوانند قدرت ادارهء شهرها و مراكز
فرهنگى و اجتماعى را به مرور ايام
(زمان) از دست شهروندان قبلي خارج نمايند. ( مثلا شهر
زاهدان را
مى توان به عنوان نمونه ذكر كرد )
برنامه اى كه
ما براى صدور انقلاب طراحى نموده ايم بر خلاف عقيدهء بسيارى از ناظران
بدون هيچگونه دردسر ، خونريزى و يا واكنشى از طرف دولتهاى قدرتمند جهان به ثمر
خواهد رسيد حتى هزينه اى كه در اين راه مصرف خواهد شد بدون باز دهى نخواهد ماند .
ما مى دانيم
كه نگاهدارنده و گرد اننده هر كشور و ملت فقط سه چيز است : اول قدرت كه در دستگاه حاكم قرار دارد، دوم علم و
دانش كه در انديشه علماء و دانشمندان
مى باشد و سوم چرخش اقتصاد كه در دست سرمايه
داران است اگر ما بتوانيم در
دستگاه حاكمان تزلزل بيندازيم ، بين دولتمردان و
عالمان
ايجاد نفاق بكنيم و سرمايه دار ان هر
كشور را متفرق ساخته سرمايه آنها را بسوى كشور خود يا كشورهاى ديگر جهان سرازير
گردانيم، بي شك موفقيت چشمگيرى را بدست خواهيم آورد و اين سه مورد مهم را از
انها سلب خواهيم نمود. بقيه ملتها كه بين هفتاد تا هشتاد درصد جمعيت هر كشور را
تشكيل مى دهند طرفدار قدرت هستند و براى گذران زندگى دنبال آب و نان و مسكن مى باشند و از شخص يا اشخاصى حمايت
خواهند نمود كه قدرت در دست آنها باشد .
راه بالا
رفتن هر بام ابتدا بايد پله اول را قدم نهاد. (بروجردى)
همسايگان سنى
و وهابى ما عبارتند از: تركيه، عراق، افغانستان، پاكستان و تعدادى كشور هاى
اميرنشين در حاشيه جنوبى و مدخل خليج فارس كه ظاهرا با همديگر متحد و در باطن مخالف
يكديگرند .
منطقه خليج
فارس از نظر استراتژى چه در طول تاريخ گذشته و چه در حال بسيار حائز اهميت بوده و
از نظر سوخت رسانى گلوگاه كره زمين محسوب مي شود و جهان نقطه اي حساستر از اين
ندارد حاكمان اين كشورها از فروش
نفت بهترين امكانات زندگي را در اختيار دارند كاخهاى آنها دور
از مراكز شهرها بطور بسيار مجلل ساخته شده كه كليه مايحتاج زندگى به نحو احسن در آنها وجود دارد كه
ماهها بدون ارتباط با شهر
مى توانند. زندگى خود را ادامه دهند . جمعيت اين كشورها
از سه گروه تشكيل شده است. گروه اول افراد بدوى و صحرانشين هستند كه حضور آنها در
اين سرزمينها به صدها سال
پيش مي رسد.
گروه
دوم مهاجرينى هستند از جزاير و بنادرى كه امروزه جزء
خاك كشور ما محسوب
مى شوند هجرت آنها از زمان شاه اسماعيل صفوى آغاز شد تا زمان نادر شاه
افشار، كريم خان زند، پادشاهان قاجار و
پهلوى همچنان ادامه داشت و از بدو پيروزي
انقلاب اسلامى نيز كم و بيش مهاجرتهاى پراكنده به چشم خورده است. گروه سوم از دگر
كشورها عربى وعده اي هم از شهرهاى داخلي ايران مي باشند. كارهای تجارى، بازرگانى
شركتهاى ساختمان بيشتر به افراد غير بومي تعلق دارد. جمعيت داخلي
آن كشورها از
اجاره بهاء
ساختمان و خريد و فروش املاک كسب در آمد
مى كنند و وابستگان اميران هر يک به مقدار
معين از فروش نفت حقوق
مى گيريد. فساد اجتماعى و فرهنگى و انجام كارهاى ضد اسلام
به وفور نمايان است و عمر بيشتر ساكنان آن صرف عياشى و لذتهاى دنيوى مي گردد.
بسياری از آنها از ترس خرابى در كشورها اروپايى و آمركايي مخصوصا ژابن، انگلستان,
سوئد, سوئيس, اقدام به خريد آپارتمان ، سهام كارخانجات و سرمايه گذارى هاى ديگر
نموده اند.
تسلط ما بر اين
كشورها يعني تسلط بر نيمى از جهان.
ما
براي اجراى اين برنامه
پنجاه ساله
ابتدا بايد با همه كشورها ى همسايه يک دوستى و ارتباط و احترام متقابل
برقرار نماييم. حتي با عراق پس از خاتمه جنگ و سرنگوني صدام حسين
روابط حسنه برقرار خواهيم نمود، زيرا از پاى در آوردن هزار دوست به اندازه
يک دشمن دردسر ندارد. چون روابط فرهنگى، سياسى و اقتصادى ما با آنها برقرار شود
بى شک موجب هجرت گروهى از ايرانيان به آن كشورها خواهد شد. ما
مى توا نيم همراه با
اين مهاجرين عده اى هم مهاجر مأمور كه ظاهرا مخالفين نظام هستند داشته باشيم كه
وظيفه آنها در انجام مأموريت ذكر خواهد شد.
فكر
نكنيد پنجاه سال عمر درازي است. انقلاب ما با يک برنامه بيست ساله به
پيروزى رسيد. مذهب ما كه امروز كم و بيش در دستگاههای ادارى و حكومتى بسيارى از
كشورها نفوذ دارد برنامه يک روز و دو روز نبوده است روزگاري طويل ما
در هيچ
كشورى از جهان حتى كارمندی نداشته ايم،
چه رسد به وزير و وكيل يا حاكم . حتي فرقه
هاى وهابى، شافعى، حنفى، مالكى و حنبلى ما را مرتد
مى دانسته اند و بارها پيروان
اين مذاهب دست به كشتار و قتل عام شيعيان گشوده اند. . درست است كه ما در آن دوران
نبوده ايم ولى اجداد ما بوده اند و زندگى امروز ما ثمره فكر، انديشه و تلاش
آنهاست. شايد هم در آينده ما نباشيم اما انقلاب و مذاهب ما خواهد ماند. براي انجام
اين وظيفه مذهبي فقط گذشتن از جان و نان و خانمان كافي نيست،
برنامه صحيح لازم است، طرحها بايد بكار گرفته شود حتى اگر پانصد ساله
باشد چه رسد به
پنجاه سال.
ما وارثان ميليونها شهيد هستيم كه از وفات پيامبر تا امروز بدست اهريمنان اسلام
نما خونهايشان در جويبار تاريخ روان است و نخواهد خشكيد تا آنگاه كه هر كس نام
اسلام بر خود دارد. على و خاندان رسول الله را بشناسند و بر اشتباه
اجداد خود اعتراف كنند و فقط تشيع را به عنوان وارث راستين اسلام
بشناسند.
1- در افغانستان، پاكستان، تركيه، عراق و بحرين ما از
نظر ترويج مذهب مشكلى نداريم برنامه دوم ده ساله را در اين پنج كشور
برنامه اول قرار خواهيم داد . پس وظايف مأموران مهاجر ما در ديگر
كشورها در دهه اول فقط سه چيز است. ابتدا خريد املاک، خانه و
آپارتمان و ايجاد شغل و امكانات زندگى براى همكيشان خود كه در آن خانه ها سكنى دهند
و جمعيت را بالا ببرند دوم ارتباط و برقرارى دوستى با سرمايه داران بازارى، كارمندان ادارى مخصوصا اشخاص سرشناس و افرادى كه در دستگاههاى دولتى نفوذ شايان
دارند. سوم در برخى از اين كشورها روستاهايى كوچكى بطور پراكنده در دست احداث و طرح
دهها روستا و شهرک ديگر در حال نقشه بردارى ميباشد خانه های آن روستاها را تا حد
امكان خريد نمايند و با قيمتى مناسب به افراد و اشخاصى كه املاک خود را در مراكز
شهرها فروخته اند بفروشند و به اين ترتيب شهرهاى پر جمعيت را از دست آنها بيرون
بياورند.
2- ضمن تشويق مردم
به منظور احترام به قانون و اطاعت از مجريان و مأموران با تواضع براى برقرارى مراسم
مذهبى و داير نمودن مساجد و حسينيه از مسئولان مجوز كتبى دريافت نمايند. چرا كه
همين مجوزها در آينده به عنوان سند مطرح خواهد شد براى ايجاد شغلهاى آزاد بيشتر
بايد به فكر مكانهاى پر تجمع بود تا بشود در مواقع حساس آنجاها را مركز بحث
و گفتگو
قرار داد. در اين دو دوره سعى بيشتر افراد آن باشد كه با استفاده از دوستان و
تقديم هداياى گرانبها، گذرنامه كشور محل اقامت خود را دريافت كنند و مشوق جوانان
براي اشتغال در ادارات دولتى مخصوصا كارها نظامى باشند. در نيمه دوم
اين دهه ضمن تشويق محرمانه و غيرمستقيم علماى
سنى مذهب و وهابى براى جلوگيرى از فساد اجتماعى و كارهاى ضد اسلامى كه در آن كشورها فراوان
به چشم مي خورد اعلاميه هاى اعتراض آميزى از طرف برخى از مقامات مذهبي ديگر بلاد
چاپ و منتشر نمايند كه بي شک موجب برانگيختن عده زيادي از ملت آن كشور
خواهد گرديد . تا اينكه مقام مذهبى مذكور را دستگير نمايند يا او نوشته
خود را تكذيب كند . امواج حمايت مذهبيان از آن اعلاميه هاى بالا خواهد گرفت و اعمال
مشكوكى به وقوع خواهد پيوست كه منجر به تعويض يا دستگيرى عده اى از خادمان خواهد
شود . همين موضوعات باعث
مى گردد تا حاكمان به كليه افراد مذهبى خود
بدبين بشوند. براى تبليغات مذهبى و ساختن اماكن كارى انجام ندهند . حتى سخنرانيها
و برگزارى مراسم دينى و مذهبى را نيز به ضرر نظام خود تلقى خواهند نمود .
گذشته از
آنكه بين
عالمان و حاكمان آن كشورها كينه و كدورت رشد خواهد نمود. حتى سنيان و وهابيون داخلي پايگاههاى پشتيبانى خود را از دست خواهند داد و ديگر هيچ
گونه حمايت خارجي نخواهند داشت.
3- در دوره سوم كه دوستى عده اى از مأمور ين
ما با سرمايه داران و كارمندان عالي رتبه به ثبات رسيده است وعده زيادى
هم در دستگاههاى نظامى و اجرايى كشور به كار صادقانه اشتغال دارند و در امورات
مذهبى دخالتى ندارند، بيش از
پيش توجه دولتمردان را به خود جلب خواهند نمود و در
اين دوره كه بين مذهبيون و دستگاه حاكم اختلافات و تفرقه به چشم
مى خورد عده اى از
روحانيون شاخص ما وظيفه دارند ضمن برگزارى مراسم مذهبى از حاكمان آن بلاد حمايت
نمايند و جمعيت تشيع را بي خطر جلوه دهند. حتي اگر امكان داشته باشد اين حمايتها
را نيز از طريق رسانه هاى گروهى به گوش همگان برسانند. بطور ي كه جلب توجه و رضايت
آنها را فراهم نمايند تا در واگذارى پستهاى مهم ادارى وحشتى نداشته باشند. در اين
دوره با تحولاتى كه در بنادر و جزاير و ديگر شهرهاى مرزى كشورمان و سپرده ها ى
بانكي بوجود خواهيم آورد، طرحهايى پى ريزى خواهد شد كه اقتصاد كشورهاى مجاور دچار
ركود بشود و بي شک بخاطر كسب سود و امنيت و ثبات اقتصادى بيشتر سرمايه داران كليه
امكانات خود را به كشور ما سرازير خواهند نمود. زمانى كه براى انجام هر گونه
كارهاى بازرگانى و سپرده هاى بانكى افراد ديگر كشورها را آزاد بگذاريم آنها هم از
سرمايه گذارى ملت در كشور خود استقبال خواهند نمود.
4- در مرحله چهارم ما كشورهایی را در اختيار
داريم كه بين عالمان و حاكمانشان درگيرى است. تجار رو به ورشكستگى و فرار هستند و
مردمانش پريشان احوال به نظر
مى رسند. بيشتر مردم املاک و خانه هاى خود را به نصف
قيمت خواهند فروخت تا به جاى امنترى سفر كنند در اين ميان فقط افراد ما هستند كه
حاميان دولت به حساب
مى آيند و اين افراد اگر آگاهانه عمل نمايند بخوبى قادر خواهند
بود پستهاى مهم كشورى و لشكرى را متصاحب شوند و فاصله خود را با حاكمان
دستگاه حاكم نزديكتر سازند. در چنين مواقعى به خوبى
مى شود خدمتگزاران مخلص را
خيانتكار حاكمان معرفي نمود كه موجب دستگيرى و بركنارى آنها و يا جايگزينى افراد ما خواهد شد. خود اين موضوع مسبب دو بازدهى مثبت است. يكى آنكه
افراد ما بيش از پيش اعتماد و اطمينان دولتمردان را بخود جلب خواهند نمود. دوم
آنكه ناراحتى عمومى سنيان بر عليه دولت و حاكم بخاطر به قدرت رسيدن شيعيان در
ادارات آشكار خواهد گرديد و اعمال ضد دولتى بيشترى از خودشان نشان خواهند داد. در
اين برهه افراد ما باز هم بايد در كنار حاكم بايستند و مردم را به صلح و آرامش دعوت
نمايند و از طرفى املاک و خانه هاى افراد در حال فرار را خريدارى نمايند.
5- در
دهه پنجم زمينه براى آغاز يک انقلاب آماده است. زيرا ما آن سه مورد
اصلى را كه آسايش و آرامش و امنيت بود از آنها گرفته ايم و دستگاه حاكم مانند
كشتى طوفانزده اى
مى ماند كه هر آن احتمال غرق شدنش
مى رود. در چنين موقعیتى هر
پيشنهادى را براى نجات جان خواهند پذيرفت در اين دوره بوسليه افراد
سرشناس و قابل اعتماد پيشنهاد تشكيل يک مجلس مردمى را براى خاموش گرداندن اوضاع ،
نظارات بر ادارات و كنترل كشورى به حاكمان خواهيم داد. بى شک مورد قبول واقع
خواهد شد و كانديداهاى مابا اكثريت آراء كرسيهاى مجلس را بدست خواهند آورد. اين
موضوع موجب فرار بازرگانان، عالمان، و حتى خدمتگزاران واقعي خواهد گرديد و ما
بدون هيچ جنگ و كشتارى خواهيم توانست انقلاب اسلامى را به بسيارى از كشورها صادر
كنيم. اگر اين نحو در دهه آخر مثمر ثمر نيفتد
مى شود با انقلاب
اسلامى مردمى قدرت حاكمان را سلب نمود. هر چند به ظاهر افراد ما اهل و ساكن و يا
متولد آن كشورها هستند اما ما بخوبى وظيفه خود را در برابر خداوند و
دين و مذهبمان به انجام رسانده ايم. هدف ما به قدرت رسيدن شخص مخصوصى نيست. هدف
فقط صدور انقلاب است و آنگاه
مى توانيم بعنوان علمدار اين دين الهي قيام خود را در
همه كشورها آشكار سازيم و با قدرت بيشترى بسوى جهان كفر قدم نهيم و
تا ظهور مهدى
موعود جهان را به نور اسلام و تشيع مزين نماييم.
|