|
راه رهائی اهل سنت از سلطه گروهک ضاله حجتیه
"یحلفون بالله ماقالوا ولقد قالوا کلمة الکفر" توبه 74
منافقان به خدا سوگند می خوردند که ( سخنان زننده ای ) نگفته اند.
آری
! فرزندان صفویه نیز آن گونه اند که قرآن از آن خبر داده است، اینان
بدتر از منافقان صدر اسلام اند؛ چرا که تعلیم یافته مکتب ابن سبای
یهودی نیز هستند و ترفندها و نیرنگهای عوام فریبانه را از دو ابن یعنی
ابن ابی منافق و ابن سبای یهودی، به ارث برده اند، این دشمنان کینه توز
اسلام و مسلمین تحت پوشش تولیّ و تبرّا دست به هر جنایت و خیانتی می
زنند و به مخلص ترین و پاک ترین اولیای خدا صحابه پیامبر صلی الله علیه
وسلم و به مادر مومنان عایشه صدیقه طاهره، توهین می کنند و رکیک ترین
الفاظ را بر زبان می رانند و آن را جزو اصول اعتقادی خویش قلمداد می
کنند، به بهانه محبت با اهل بیت، تخم نفاق و تفرقه را در میان امت
کاشته اند و سعی بر آن دارند تا فرهنگ منحط و پوچ تشیع صفویه را که
بنام اسلام ناب از آن یاد میکنند، جای گزین ارزشهای اسلامی و سیرت
صحابه نمایند، با دشنه محبت با اهل بیت پیامبرصلی الله علیه وسلم عطش
انتقام خویش را فرو می نشانند و بغض و کینه مجوسی گری خودشان را نسبت
به جان نثاران پیامبرابراز می دارند.
این گمراهان،از مذهب همچون ابزاری برای پیشبرد اهداف شومشان استفاده می
کنند، و اگر روزی تقیه را برای مخفی نگاه داشتن اعتقادات واقعی خویش
لازم می دانستند و آن را از ضروریات دین ساخته و بی پایه خود قلمداد
می کردند و به حضرت جعفر صادق و یا به یکی دیگر از ائمه دین نسبت می
دادند، در حال حاضر شیخهای رذیل رژیم بر سر منابر عربده کشان می گویند
:
دوران تقیه ما بسر آمده و ما باید عقاید واقعی خود مان را اظهار نماییم
و با همین ایده است که مراسم زننده ای را همچون عیدالزهرا با پخش
پوسترهای ابولولو مجوسی قاتل حضرت عمر رضی الله عنه، همه ساله با آب و
تاب بر گزار می کنند و کتابهای سراپا توهین آمیز به مقدسات اهل
سنت،انتشار می یابد از قبیل :
کتاب”حقیقت وحدت در دین“ نوشته آیت شیطان یعسوب الدین رستگار،که
معتقدات شیعه را نسبت به اهل سنت بیان داشته است،و کتاب”انسان از مرگ
تا برزخ“ نوشته نعمت الله صالح حاجی آبادی،که با نقل خوابهای روضه
خوانان، به خلفای راشدین و یاران جان فدای پیامبر صلی الله علیه و سلم
و به ام المومنین عایشه صدیقه رضی الله عنها،دهن کجی کرده و به اصطلاح
برزخ آنان را وانمود ساخته است و زیر بنای اعتقادی اهل سنت را زیر سوال
برده و حقد و کینه مجوسیان صفویه را نسبت به اصحاب پاک پیامبر صلی الله
علیه و سلم ابراز داشته است. همین توهین های بی وقفه به مقدسات مذهبی
اهل سنت است که جان ها را به لب آورده و غیرتمندان دینی را به واکنش وا
داشته است.
هر چند عده ای هستند که می گویند :
یک دست صدا ندارد،از یک گل بهار نمی شود، یک فریاد انعکاسی ندارد، و با
دست خالی نمی توان کاری کرد، باید صبر کرد تا فرجی حاصل شود و لا
طائلاتی از این قبیل تحویل مردم می دهند. ولی واقعیت آن است که این
گفته ها بهانه ای بیش نیست و برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت
است، ما به کسانی که این حرف ها را می زنندمی گوییم :
زبان و قلم شما بسته است و شما مرعوب دشمنان شده و دست بسته در اختیار
نظام هستید و عمال صفویه هر بلایی که بخواهند بر سر شما می آورند و از
شما استفاده ابزاری می کنند چون از مرگ و از شکنجه می ترسید،از زندان و
آوارگی هراس دارید، و از دستهای به زنجیر شده وحشت دارید و به دنیا و
زندگی ذلت بار آن دل بسته اید تا آنجا که بطور کلی به حاشیه رانده شده
اید و ذلیل و ذلیل تر گشته اید.
چه کسی آزادی را برای شما به ارمغان خواهد آورد،چگونه فرجی حاصل خواهد
شد بدون آنکه شما مبارزه کنید و خواستار حق خودتان باشید؟ اگر شما آ
زادی خودتان را از لوله تفنگ دیگران می خواهید بدست بیاورید که این یک
امر محال است.
به قول شاعر:
کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من
و مسلماً هیچ بیگانه ای برای شما و فرزندان شما دل نخواهد سوخت،واگر به
وضعیت موجود جهان بنگرید کاملاً متوجه خواهید شد که غیر از اهل سنت
ایران،سایر ملتهای ستمدیده جهان برای آزادیشان قیام کرده اند و به امید
دیگران ننشسته اند، آیا شما از نوجوانان فلسطینی هم ضعیف تر و یا
کمترید،و یا خون شما از خون آنان رنگین تر است؟ پس شما هم اگر ایمان و
غیرت دارید به پا خیزید و زنجیر زنگ زده فرزندان صفویه را بگسلانید تا
آزادی خودتان را بدست آورید و این را بدانید که حق گرفتنی است و دادنی
نیست. درابتدا باید مسلح به سلاح دانش و ایمان شوید و دشمنان اسلام و
دشمنان قسم خورده صحابه را بشناسید و سپس مانند بسیاری از جان بر کفان
راه اسلام، دعوت جهاد با ستمگران را از خانه شروع کنید و بعد به دوستان
و علاقه مندان به اسلام سرایت دهید و آنان را آماده سازید تا در صورت
نیاز از جان و مال خویش دریغ نورزند،از خود مایه بگذارید و در راه دفاع
از قرآن و حرمت صحابه پیشگام شوید و با صدای رسا و با مشت گره کرده به
پیش روید که به طور یقین فریاد حق طلبانه شما فریاد ها در پی خواهد
داشت و خروش شما کاخهای لرزان رافضی های زندیق را واژگون خواهد ساخت. و
این مطلب را به خاطر داشته باشید که شما مدیون جان فشانی های صحابه و
رهروان راستین آنان هستید که با خون خود درخت اسلام را آبیاری کردند و
با وجود همه سختیها و فشارها، مکتب بر حق اهل سنت را زنده نگه داشتند و
از آن پاسداری کردند، حال نوبت شما است که مشعل صحابه را بدست گیرید و
از آن حراست نمایید وبا توطئه های دشمن استوارانه مقابله کنید.
اگر چه کسانی هستند که می گویند : شیوه مبارزه با نظام در عصر حاضر
نباید با خشونت باشد بلکه باید از طریق تفاهم پیش رفت؛ چرا که جامعه
جهانی شیوه های قهر آمیز را نمی پسندد.
این موضوع را ما هم قبول داریم و بر این باوریم که خشونت چیز خوبی نیست
و اگر ملتی از راه های مسالمت آمیز و از طریق تفاهم و رسانه ها و وعظ و
ارشاد و انتقاد سازنده و راه پیمایی و گفتگو و غیره، بتواند به خواسته
ها و حقوقش برسد،نباید راه خشونت و تصادم را در پیش گیرد بلکه باید راه
های مسالمت آمیز را فرا راه خویش قرار دهد.
اما وقتی که همه راه های مسالمت آمیز و فریاد خواهی را به روی ما بسته
اند و با ما همانند قیّم رفتار می کنند و تمام رسانه های گروهی و مراکز
قدرت را در اختیار و انحصار خود دارند و اعتقاداً و عملاً هیچ حق و
حقوقی برای ما قائل نیستند و از حقوق شهروندی و سیاسی و اجتماعی و حتی
اقتصادی ما را محروم ساخته اند و در دادگاههای تفتیش عقاید ما را بی
جهت محاکمه و در امورات مذهبی ما گستاخانه مداخله می کنند،و به مقدسات
مذهبی ما وقیحانه توهین و دهن کجی می نمایند، پس برای ما راهی جز دفاع
باقی نمانده است و هر انسان آزاده ای بنا به دیدگاه اسلام و عرف بین
المللی این حق را دارد که از هستی و عقیده و حقوق شهروندی خویش دفاع
نماید و خواستار احقاق حقوق پایمال شده خود باشد،هر چند این انتخاب
مورد پسند حکومتگران ستمگر نمی باشد و خوش آیند برخی از روحانی نمایان
سنی نما و تسبیح بدستان بی محتوا و سجاده نشینان ریاکار و فرصت طلبان
متملق، نبوده و نخواهد بود.
علاوه ازآن،انتخاب طرق مسالمت آمیز برای رسیدن به خواسته ها و حقوقها،
مفید و کار آمد زمانی است که حکومت قانون بر قرار باشد و درآن حکومت
آزادی بیان و قلم به معنای واقعی آن وجود داشته باشد،هر شهروندی بدون
در نظر داشت عقیده و نژاد از حق انتخاب شدن و انتخاب کردن برخوردار
باشد،رسانه ها همگانی و در انحصار قشر خاصی نباشند،فرمانروایان به
عدالت و دادگری تن دهند و در برابر قانون تسلیم باشند و خودشان را
بالاتراز قانون و انتقاد ناپذیر ندانند،راه پیمایی وراه انداختن تشکیلات
آزاد باشد و مردم از مساوات و برابری بر خوردار باشند و...
ولی نه در کشوری مانند ایران که فرد خودکامه و مستبدی بنام ولی فقیه به
زور سرنیزه بر
گردن مردم حکوم می راند و خودش را منتصب من جانب الله می داند و
سیستم و نظام آن تحمل هیچ نوع مخالفتی را ندارد،و در کل یک قدرت کور
حاکم است،و زر و زور،تملق و چاپلوسی حرف اول را می زند و سردمداران آن
خودشان را قیمان ملت می دانند و بی شرمانه اعلام می دارند که :
ملت به عنوان یتیم محسوب می شوند و علما به عنوان قیم آنان هستند! بنام
التزام عملی به ولایت فقیه با چوب و چماق همه را در یک صف قرار می دهند
و مردم را میمون وار وادار به تقلید کورکورانه از شخص خود کامه ای چون
خامنه ای و امثال او نمایند.
بنابراین در چنین جو اختناق آمیزی به جز قشر خاصی که در بست در اختیار
رژیم هستند و آله کار آن محسوب می شوند،سایر مردم هرگز به خواسته ها
و حقوق حقه خویش نمی رسند.
پس چه باید کرد؟
یا باید تن به ذلت و خواری و محرومیت داد و به سازش با ظلم و فساد
گرائید و با ستمگران مماشات و خوشامد گویی کرد و مردم را به تن دهی به
سرکوب گران تشویق کرد،و یا باید در سنگر مقابله با فرعون و فرعونیان و
ظلم و ستم آنان قرار گرفت و مبارزه با ظلم و فساد را فرا راه خویش قرار
داد و فریاد و خروش برآورد و زنجیره زنگ زده چنگیزیان زمان را گسلاند
که یقیناً سرانجام از آن حق خواهان و پایداران است.
تا شما از چه کسانی باشید؟ازسازشکاران ذلیل مرده که بنده دینار و درهم
اند،و یا از مومنان فرهیخته که آزاد مرد و باغیرتند،این بسته به غیرت
وایمان شماست.
|