یکی از خوانندگان بنام zahir mohammadi با آدرس ایمیل: mht.1370@yahoo.com انتقاد نامه ای نوشته و برای ما ارسال کرده اند و با درج تمام نوشته های ایشان در پایان جواب آن را به نام جواب ما درج نموده ایم به امید پیروزی اهل حق بر اهل باطل.

سلام.

من یک جوان شیعه مذهب هستم و مطالب شما را بر روی این سایت مطالعه کردم

چند انتقاد به شما دارم که اگر اهل منطق و تفکر و به دنبال حقیقت باشید و بدون تعصب به آنها توجه کنید آن وقت است که اگر جوابی بدهید مورد قبول بنده خواهد بود

1) شما شیعه را رافضی و عقیده آنان را متصل به یهود می کنید در حالی که وهابیت را شخصی به نام مستر همفر انگلیسی بر روی کار آورد (همانطور که در خاطراتش ذکر شده) و نسبت به این مطلب حرفی نمی زنید

--------------------------------------------------------------------------

2) برخی از مطالب خود را از یکی از بزرگترین علمایتان ابن تیمیه نقل می کنید در حالی که در موارد زیر خود علمای اهل سنت، ابن تیمیه را رد کرده اند:

«خير الحجة فى الرد على بن تيميه فى العقايد» تأليف: احمد بن حسين بن جبريل شهاب الدين شافعى.

«الدرة المضيئة فى الرد على ابن تيميه» تأليف: محمد بن على شافعى دمشقى كمال الدين معروف به ابن زملكانى.

«دفع شبه من شبّه و تمرّد» از: تقى الدين ابو بكر حصنى دمشقى متوفاى 829 هـ.ق). اين كتاب از مكتبه الازهريه للتراث به صورت افست چاپ شده است، 127 صفحه وزيرى و در سال 1418 با تحقيقات و فهارس به نام «دفع الشبه عن الرسول (ص) و الرساله» در 256 صفحه چاپ شده است.

«الرد على ابن تيميه»  تأليف: عيسى بن مسعود منكاتى.

«الرد على ابن تيميه فى الاعتقادات» تأليف: محمد حميد الدين حنفى دمشقى فرغانى.

«رد على الشيخ ابن تيميه» تأليف: شيخ نجم الدين بن ابى الدر البغدادى.

«رساله فى الرد على ابن تيميه فى التجسيم و الاستواء و الجهة» تأليف: شيخ شهاب الدين احمد بن يحيى كلابى حلبى، متوفاى733، معاصر ابن تيميه.

«رساله فى الرد على ابن تيميه فى مسألة حوادث لا اوّل لها»  تأليف: شيخ بهاءالدين عبدالوهاب بن عبد الرحمن اخمينى شافعى معروف به مصرى متوفاى 763. اين كتاب با تحقيقات و شرح عبارات. سعيد عبد الطيف از عمان اردن دار السراج در سال 1419ه، 1998م چاپ شده است.

«رساله فى مسئله الزيارة فى الرد بن تيميه» تأليف: محمد بن على مازنى.

«سيف الصقيل» فى رد ابن تيميه و ابن قيم. مؤلف: نفى الدين السبكى. اين كتاب هم در مصر چاپ شده است.

«شرح كلمات الصوفيه أو الردّ على ابن تيميه» مؤلف و جامع: محمود محمود الغراب. اين كتاب از مطبع زيد بن ثابت مشتمل بر 462 صفحه چاپ شده است و موضوع آن رد گفته هاى ابن تيمه درباره ابن عربى و صوفيه از كلمات ابن عربى (560 638ه.ق) رد شده است.

«فتاوى الحديثيه» تأليف: احمد شهاب الدين بن حجر هيثمى مكى متوفاى 974،. به صورت افست از استانبول چاپ شده است. (تاريخ 1414ه، 1994م). در رد اين كتاب ابن آلوسى نعمان بن محمود آلوسى بغدادى (1317،1252هـ ) كتابى به نام «جلاء العنين فى محاكمه الاحمدين» نوشته است.

«المقالات السنيّة فى كشف ضلالات ابن تيميه» تأليف: شيخ عبد الله بن محمد بن يوسف هروى معروف به حبشى مفتى هرو متوفاى  1328). مفتى هرر كه از يكى از مناطق صومال افريقه است اين كتاب را در چهارده مقالات تحرير كرد و هر مقاله انحرافات ابن تيمه را نشان داد. اين كتاب از دار المشاريع بيروت چهارمين بار در سال 1419هـ، 1998م چاپ شده است.

«نجم المهتدين برجم المعتدين» فى رد ابن تيميه مؤلف: فخر ابن معلم قرشى.

--------------------------------------------------------------------------

3) شما که اینقدر با جرأت مطالب خود را بر روی سایت قرار می دهید لطف کنید و یک قسمت نظرات هم برای آن قرار دهید

--------------------------------------------------------------------------

4) هر چه سریعتر به این انتقادات بنده جواب بدهید و الا عدم جواب شما آغاز افشا گری من بر ضد اهل سنت خواهد بود؛ زیرا من یکی از طلاب حوزه علمیه قم هستم و به تمام شبهات اهل سنت و جوابیه آنها تسلط دارم و اگر نتوانید به این انتقادات مبتدی من جواب بدهید در تمامی سایت ها شما را رسوا خواهم کرد و مطالب بیان شده شما را نقل و ردیه محکمی بر آن می نویسم.

به امید هدایت شما

جواب ما:

والسلام علی من اتبع الهدی

در مورد انتقاد توأم با تهدید شما اگر تأخیری در جواب آن شده، کوتاهی کردن و یا تردید در پاسخ آن نبوده بلکه به عللی این انتقاد، دیر بدست ما رسیده و ما در تاریخ:22/4/1387  از آن با خبر شدیم  به هر حال توجه شما را به نکات زیر جلب می کنیم: همانطور که خود شما هم در جریان هستید ( اگر مبحث روافض را مطالعه کرده باشید )، بحث ما در مورد اعتقادات، جنایات و... ، روافض است و نه در مورد وهابیت و دفاع و یا تردید نظریات محمد بن عبدالوهاب و ابن تیمیه.

ثانیا : فکر می کنیم همنشینی با خود خواهان ولایت سالار که خود را قیم ملت می پندارند شما را دچار غرور و تب علم زدگی و پیش داوریهای عجولانه نموده است، به هر صورت جهت اطلاع شما یاد آور می شویم: اهل سنت و جماعت در مسایل فقهی از یکی از مذاهب چهارگانه ی حنفی، شافعی، مالکی و حنبلی پیروی می کنند و برخی هم سلفی یا به عبارتی دیگر غیرمقلد هستند و اساسا مذهب پنجمی به نام وهابیت وجود ندارد و محمد بن عبدالوهاب و همچنین علامه ابن تیمیه حنبلی مذهب بوده اند، پس اینکه مستر همفر انگلیسی مذهب وهابیت را بر سر کار آورده ، اساسی ندارد و دسیسه ی دسیسه بازان است چون مذهبی به نام وهابیت وجود خارجی ندارد بلکه این بر چسب استعمارگران ستم پیشه است که در صحنه های درگیری ( هرنوع درگیری که باشد ) برای کوبیدن و بدنام کردن مخالفین،   به عنوان یک حربه ی عوام فریبانه و جهت تحمیق توده ها از آن استفاده کرده و می کنند؛ از ترکهای عثمانی گرفته تا استعمار انگلیس در شبه قاره ی هند و در حال حاضر هم که خود شما از ما بهتر خبر دارید که رژیم ولایت فقیه از این بر چسب برای سرکوب حقگویان و حق خواهان اهل سنت استفاده می کند.

ثالثا: بنا به ادعای شما که اهل علمید یقینا اطلاع دارید که اختلاف نظریاتی میان علمای مذاهب و حتی علمای یک مذهب وجود دارد و این امر بر کسی پوشیده نیست، بنابراین، محض متهم کردن کسی، هیچ حقیقتی را ثابت نمی کند و از مقام شامخ علمی و یا قداست شخص متهم شده، کاسته نمی شود همانگونه که خوارج حضرت علی رضی الله عنه را متهم به کفر کردند و یا منافقین، ام المؤمنین عایشه صدیقه رضی الله عنها را متهم کردند و به ساحت مقدس ایشان افترا بستند ولی آن دو بزرگوار همچنان می درخشند و تا قیام قیامت بر تارک تاریخ خواهند درخشید، پس اگر کتابهایی بر ضد علامه ابن تیمیه از سوی برخی نوشته شده است علما و دانشمندانی هم به حمایت از نظریات وی برخاسته اند و از او تمجید به عمل آورده اند و مطالبی از او نقل کرده اند که ما جهت روشن شدن موضوع به چند نمونه اکتفا می کنیم : علامه محقق مولانا محمد شفیع در کتاب " مقام صحابه" مطالبی از ابن تیمیه نقل کرده است و در ضمن وی را ستوده است، عبدالله احمدیان در کتاب " سیر تحلیلی کلام اهل سنت" ابن تیمیه را از فرهیختگان و بزرگان علم دانسته است، حافظ ابوعبد الله محمد بن عثمان الذهبی یکی از علمای برجسته ی اهل سنت در کتاب " المنتقی" که منتخب و مختصری از کتاب " منهاج الاعتدال " ابن تیمیه است از وی تمجید به عمل آورده است و از همه مهمتر اینکه آیة الله العظمی برقعی ابن تیمیه را شیخ الاسلام و المسلمین و عالم مجاهد خوانده و همچنین در وصف او فرموده است :" او آیتی بوده از آیات الهی و صدها تالیفات مفیده دینی دارد و عمری بر علیه بی دینی و خرافات مبارزه کرده..." ( مقدمه رهنمود سنت دررد اهل بدعت ص: 5)

     رابعا : درمطالب مندرجه عموما سعی کرده ایم شیعیان علوی را ( البته با تعریف و شناخت خاصی که ما بنا به شهادت تاریخ، از شیعیان علوی داریم ) از رافضی های صفوی و سبائی منش، تفکیک کنیم چنانچه در پیشگفتار تحت عنوان " جنایات روافض در طول تاریخ" یاد آور شده ایم: " این دشمنان مکار...، نام شیعه را برخود گذاشته اند در حقیقت شیعه نیستند بلکه رافضی و سبائی اند.."، و اینکه گفته شده " اصل رفض از یهودیت است" و شیعیان روافض را به یهود متصل کرده است، اگر گلایه ای هم هست باید از نوبختی و امثال او گلایه کنید که گفته : " سبائیه به امامت علی قایل بودند.." و حتما مطلع هستید که نام رافضه را ما بر کسانی که به یاران پیامبر صلی الله علیه وسلم توهین می کنند و خود را شیعه ی علی می نامند و مدعی محبت با اهل بیت هستند، نگذاشته ایم بلکه زید بن علی بن الحسین رضی الله عنهم و حضرت جعفر صادق، این نام را بر آنان ( کسانی که به صحابه به خصوص شیخین و به ام المؤمنین عایشه صدیقه توهین می کنند) گذاشته اند پس از ایشان باید گلایه کنید، نه از ما.

خامسا: در بحث شناخت روافض، رژیم ولایت فقیه، رافضی خوانده شده و زیر سؤال رفته است که حتما شما را هم گزیده است، اینکه این رژیم قالب شیعی رافضی به خود گرفته و نمادهای شیعی رافضی در آن واضح است از قبیل مراسم عمرکشان در کاشان و لعن و نفرین بر صحابه و توهین به الگوهای دینی اهل سنت در رسانه های گروهی رژیم، بر کسی از جمله امثال شما، پوشیده نیست بنابراین از نظر ما این رژیم، مروّج اسلام اهل بیت نیست و خواهان وحدت میان مسلمانان هم نیست بلکه رژیم شیعی رافضی است که سیاست رافضی گری را تعقیب و دنبال می کند و ادامه دهنده ی خط ومشی صفویه است و سردمداران آن، بویی از اخلاق و اسلام اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه وسلم، نبرده اند و تنها با سلاح دین، دین و دینداران را می کوبند بنابراین، ما در بیان حقایق و بر ملا کردن چهره ی واقعی روافض به خصوص رژیم جور و فساد ولایت فقیه از هیچ نوع کوششی دریغ نکرده و نخواهیم کرد.

سادسا : شما یادآور شده اید که من چنین خواهم کرد و چنان!! جناب! از هیچ نوع کوششی دریغ نکنید، هر کاری که از دست شما بر می آید انجام دهید البته این را حلق آویز گوشتان کنید و به خاطر داشته باشید که از شما گردن کلفترها نیز همه ی تلاش خودشان را به کار برده اند ولی کاری از پیش نبرده اند و به اهداف شومشان دست نیافته اند جز اینکه رسوا شده اند و نتوانسته اند اهل سنت را از میان بردارند و یا به اعتقادات اهل سنت لطمه ای وارد کنند؛ چون اعتقادات ما ریشه در قرآن و سنت پیامبر اکرم و سیرت صحابه دارد و تا قرآن باقیست اهل سنت هم همچنان باقی خواهند ماند، علاوه از آن، ما دکاندار نیستیم و دکانی نداریم که از کم شدن مشتریان خود بترسیم و بیدی هم نیستیم که از هر بادی به لرزیم، ما چیزی برای مخفی کاری نداریم و یا از بر ملاشدن چیزی هراسی نداریم بلکه بنا به فرموده ی قرآن :

 (قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ)یوسف: 108

راه ما واضح و روشن است و اهل تقیه نیستیم که ظاهر ما چیزی و باطن ما چیزی دیگر باشد، بلکه با صراحت تمام اعتقادات خودمان را اعلام و از آن دفاع می کنیم و به رسوایی رسوا شدگان تاریخ ادامه می دهیم و ضمنا از اینکه از ما انتقادی شود از آن هراسی نداریم و آن را می پذیریم ( البته توهین را نمی پذیریم ) و در پی رفع شبهات بر می آئیم.

اما اگر کسی از ما توقع دارد که در برابر این همه توهین و نسبتهای ناروایی که به یاران پیامبر و امهات مؤمنین از سوی مغرضین و معاندین و سبائی منشان روافض صورت می گیرد، ما سکوت اختیار نمائیم و دم بر نیاوریم، توقع بی جایی است و هرگز سکوت نخواهیم کرد.

و آخرین سخن اینکه مسئول این همه تشتت و اختلاف و تنش ما نیستیم بلکه در حقیقت همان کسانی هستند که با روایات ساختگی و بافته شده به ائمه به الگوهای دینی و مقدسات مذهبی و عقیدتی اهل سنت توهین روا میدارند و با وجود آن با کمال بی شرمی دم از وحدت و انسجام اسلامی و  ملی می زنند!؟

در آخر بهتر که شما هم کتاب گفتگویی آرام بین دکتر محمد حسینی قزوینی شیعه اثنا عشری به قلم پرفسور احمد بن سعد حمدان الغامدی را مطالعه نمایید.

به امید هدایت شما  و " ان هدی الله هو الهدی

بالا